راه سلوک عارفان(2)
روزه و نمازهاتون قبول در گاه حق باشه ان شاءالله
مطلب قبلی که نوشته بودم درباره تفکر بود
داشتم دنبال نکته جدید می گشتم که یه مطلبی از علامه حسن زاده آملی درباره تفکر به چشمم خورد
برای من که خیلی جالب و آموزنده بود.دلم نیومد شما بی بهره بمونید
یا علی(ع)
با یه شعر از استاد شروع می کنم:
من چرا بی خبر از خویشتنم؟ من کیم تا که بگویم که منم؟
من بدین جا زچه رو آمده ام؟ کیست تا کو بنماید وطنم؟
آخرالامر کجا خواهم شد؟ چیست مرگ من و قبر و کفنم
باز از خویشتن اندر عجبم؟ چیست این الفت جانم به تنم
گاه بینم که در این دار وجود با همه هم دم و هم سخنم
گاه انسان و گه حیوانم گاه افرشته و گه اهرمنم
گاه افسرده چو بو تیمارم گاه چون طوطی شکر سخنم
.
.
.
گاه در نکبت خود غوطه ورم گاه بینم حسن اندر حسنم

...من کیستم؟من کجا بودم؟من کجا هستم؟من به کجا می روم؟آیا کسی هست بگوید من کیستم؟
آیا همیشه در اینجا بودم؟که نبودم.
آیا همیشه در اینجا هستم؟که نیستم.
آیا به اختیار خود امدم؟که نیامدم.
آیا به اختیار خود هستم؟که نیستم.
آیا به اختیار خود می روم؟که نمی روم.
چرا گاهی شادم و گاهی ناشادم؟از امری خندان و از دیگری گریانم؟
شاذی چیست؟و اندوه چیست؟خنده چیست؟و گریه چیست؟
می بینم٬می شنوم٬حرف می زنم٬حفظ می کنم٬یاد می گیرم٬فراموش می شود٬به یاد می آورم٬ضبط مس شود٬احساسات گوناگون دارم٬ادراکات جور واجور دارم٬می بویم ٬می جویم٬می پویم٬رد می کنم٬طلب می کنم٬اینها چیست؟چرا این حالات به من دست می دهد؟
اکنون که دارم می نویسم به فکر فرورفتم که من کیستم؟این کیست که اینجا نشسته و می نویسد؟
نطفه بود و رشد کرد و بدین صورت درآمد٬آن نطفه از کجا بود؟چرا بدین صورت درآمد؟صورتی حیرت آور در آن نطفه چه بود تا بدین جا رسید؟
در چه کارخانه ای صورتگری شد و صورتگر چه کسی ست؟
این نقشه از کیست؟و خود آن نقاش چیره دست کیست؟و چگونه بر آبی به نام نطفه این چنین صورتگری کرد؟...
و این حقیقت و آنگاهی تنها من نیستم جز من این همه صورت های شگرف و نقشه های بوالعجب از جانداران دریایی و صحرایی و از رستنی ها و زمین و آسمان و ماه و خورشید و ستارگان و نظم و ترتیب حکم فرمای بر کشور وجود و وحدت صنع و چهره زیبا و قد و قامت دلربای پیکر هستی٬نیز هست!که در هر یک از آن ها چه باید گفت و چه توان گفت و چه پرسش هایی که در یک یک آنها پیش آید؟
حیرت اندر حیرت٬حیرت اندر حیرت!!!
...
هر گاه در مقابل آینه می ایستم سخت در خود می نگرم و به فکر فرو می روم٬که تو کیستی؟و به کجا می روی؟و چه کسی تو را به این صورت دراورده است؟!
علامه حسن زاده آملی



